این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش شخصی میپردد که دارای کمالات و فضیلتهای فراوان است. شاعر از آسمان شرف، آفتاب کمال، مزرع فضل و هنر، و دیگر استعارههای زیبا برای توصیف این شخص استفاده میکند. همچنین، شاعر تأکید میکند که سخنان این شخص همیشه راست و بیگزاف است و هیچ دروغی در آن یافت نمیشود. در پایان، شاعر با اشاره به اصطلاحات عامیانه، نشان میدهد که حتی در سادگی نیز میتوان زیبایی یافت.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم فلسفی و اخلاقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۱۵ - در جواب کسیکه از وی تلخنه دوغ خواسته فرماید
ز آفتاب کمالت همیشه فرو فروغ ۱
درون مزرع فضل و هنر ز قوس و قزح
نهاده کلک تو بر دوش گاو گردون یوغ ۲
نه رعد نزد تویی حکمتی کند سرفه
نه ابر پیش تو بی علتی زند آروغ ۳
توئی که در روشت کس ندیده است گزاف
توئی که در سخنت کس نیافته است دروغ ۴
ترینه دوغت دادم به جای شهد سخن
که اصطلاح عوامست لفظ تلخنه دوغ ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.