خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آسیب دیدن پای پادشاه به دلیل چرخ زمان یا آسمان سخن میگوید و با ستایش از عدالت و بخشندگی او، آرزو میکند که خداوند این درد را از او دور کند و به جای آن، بلا را بر سر بندگان بفرستد.
این متن دارای مفاهیم پیچیدهای مانند استعارههای ادبی (چرخ زمان، آسمان) و همچنین مضامین مربوط به قدرت و عدالت است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۹۹ - از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
آسیب و درد یافته پای خدایگان ۱
ای شهریار عادل و دارای دادبخش
ای شهسوار باذل و میر جهان ستان ۲
تو پا بچشم چرخ نهادی از آن سبب
آسیب دید پای تو از چشم فرقدان ۳
یا خواست آسمان که ببوسد رکاب تو
شد خسته پایت از اثربوس آسمان ۴
سوگند باسر تو که از درد پای تو
باشد مرا شراره به دل نیشتر بجان ۵
خواهم بپایمردی دعوت که کردگار
بخشد بلای پای تو بر فرق بندگان ۶
آسیب و درد یافته پای خدایگان ۱
ای شهریار عادل و دارای دادبخش
ای شهسوار باذل و میر جهان ستان ۲
تو پا بچشم چرخ نهادی از آن سبب
آسیب دید پای تو از چشم فرقدان ۳
یا خواست آسمان که ببوسد رکاب تو
شد خسته پایت از اثربوس آسمان ۴
سوگند باسر تو که از درد پای تو
باشد مرا شراره به دل نیشتر بجان ۵
خواهم بپایمردی دعوت که کردگار
بخشد بلای پای تو بر فرق بندگان ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - یک سوزن و یک سنجاق بودند بسوزندان
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - ای دریغا کهربا با امزیک و فیروزه نگین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.