این شعر عاشقانه از زبان عاشقی است که از معشوق خود میگوید و توصیف میکند که چگونه معشوق با نگاه و رفتار خود دل و جان او را می�رباید. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی یک نگاه یا لبخند معشوق میتواند هزاران دل را تسخیر کند. شاعر همچنین از عشق بیپایان خود به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که این عشق تا ابد ادامه یابد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۸۴۰ - گه به کرشمه دلم ز بر بربایی
گه ز تنم جان به یک نظر بربایی ۱
ننگ نیاید تو را که هیچ کسی را
گه دل و گه جان مختصر بربایی ۲
چون تتق از آفتاب چهره کنی دور
عقل براندازی و بصر بربایی ۳
چون سر زلف تو سرکشی کند آغاز
از سر مویی هزار سر بربایی ۴
از سر کین زان سنان غمزه کنی تیز
تا به سنانی ز مه قمر بربایی ۵
قصد کنی چون در آینه نگری تو
کز لب خود زاینه شکر بربایی ۶
بر طرفی میروی ز من که من مست
طرف ندارم که از کمر بربایی ۷
در رخ من ننگری به دیدهٔ رحمت
بلکه بدان بنگری که زر بربایی ۸
گر بربایی هزار دل تو به روزی
سیر نگردی تو و دگر بربایی ۹
چون نشکیبی ز دلربایی عشاق
جهد بر آن کن که بیشتر بربایی ۱۰
تا به ابد ای فرید تو بنمیری
از لب او یک شکر اگر بربایی ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.