خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به توصیف عشق و اشتیاق خود به معشوق می‌پردازد. او از دیدن چهره و ابروی معشوق محروم مانده و این دوری باعث حسرت و اندوهش شده است. شاعر از نقش معشوق بر سینه‌اش پیش از آفرینش سخن می‌گوید و از گردش روزگار و درد فراق شکایت می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۰۷ - نیست در آیینه عکس آن صنم

نیست در آیینه عکس آن صنم
مریمی دارد مسیحی در شکم ۱

دولت پابوس او دستم نداد
گر چه این حسرت قدم را کرد خم ۲

چون رخ و ابروی او کم دیده ایم
چشمه خورشید و ماه نو بهم ۳

بود نقش قامتش بر سینه ام
پیشتر از خلقت لوح و قلم ۴

چون نباشد تازه ریحان خطش
می کشد از چشمه خورشید نم ۵

شد کهن ایوان گردون را بنا
چون نریزد بر سر ما گرد غم ۶

روزگاری شد فضولی خون دل
می خورد بر یاد آن لب دم بدم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - ازو پرسید سر آن دهان را من نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.