خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و حزنانگیز است که در آن شاعر از درد فراق و عشق به یار خود مینالد. او از حیرت، اندوه، و نیاز به توجه معشوق سخن میگوید و التماس میکند که معشوق به او توجه کند و درد دلش را تسکین بخشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۲۳ - نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش
نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش
وه چه خواهم کرد دارم حیرتی در کار خویش ۱
کلبه احزان ما باریک شد از دود آه
آه اگر روشن نسازی از مه رخسار خویش ۲
حال بیماران درد عشق را گاهی بپرس
لطف فرما شربتی از لعل شکربار خویش ۳
ای که دارد حقه لعلت دوای درد دل
کم مفرما التفات از عاشق بیمار خویش ۴
می رود دلدار و از من می برد دل چون کنم
چون توانم زیستن دور از دل و دلدار خویش ۵
بر سر کویت فضولی گر نیایت دور نیست
شرم دارد از سکت با نالهای زار خویش ۶
وه چه خواهم کرد دارم حیرتی در کار خویش ۱
کلبه احزان ما باریک شد از دود آه
آه اگر روشن نسازی از مه رخسار خویش ۲
حال بیماران درد عشق را گاهی بپرس
لطف فرما شربتی از لعل شکربار خویش ۳
ای که دارد حقه لعلت دوای درد دل
کم مفرما التفات از عاشق بیمار خویش ۴
می رود دلدار و از من می برد دل چون کنم
چون توانم زیستن دور از دل و دلدار خویش ۵
بر سر کویت فضولی گر نیایت دور نیست
شرم دارد از سکت با نالهای زار خویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - روی می تابد ز من گر ماه تابان گویمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.