خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد عشق و رنجهای ناشی از آن را بیان میکند. شاعر از درد دل، اشک، و داغ عشق سخن میگوید و به مقایسههایی مانند گل، خورشید، و سرو اشاره میکند تا عمق احساسات خود را نشان دهد. همچنین، به موضوعاتی مانند فریب و حیله در عشق و ناتوانی در برابر درد عشق پرداخته شده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مکر زن مکاره' و 'درد دل' نیاز به درک بیشتری از روابط انسانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۹۲ - نه تنها جان من دردی ز گل رخساره دارد
نه تنها جان من دردی ز گل رخساره دارد
جگر هم پاره زان درد دل هم پاره دارد ۱
ز خورشیدست روشن تر رخت حیران آن چشمم
که بر خورشید آن رخ طاقت نظاره دارد ۲
بسی فرقست زان سرو سهی ای باغبان با گل
کجا مانند او گل نرگس خونخواره دارد ۳
چه گونه می توانم کرد نسبت با تو لیلی را
تو صد آواره داری او همین آواره دارد ۴
سرشک و داغ این سرگشته را بین گر نمی دانی
که گردون بلا هم ثابت و سیاره دارد ۵
بعرفان می تواند رست مرد از حیله دانا
چه پروا عارف از مکر زن مکاره دارد ۶
بجان دادن فضولی در غم او چاره خود کن
مگو بیمار این غم غیر مردن چاره دارد ۷
جگر هم پاره زان درد دل هم پاره دارد ۱
ز خورشیدست روشن تر رخت حیران آن چشمم
که بر خورشید آن رخ طاقت نظاره دارد ۲
بسی فرقست زان سرو سهی ای باغبان با گل
کجا مانند او گل نرگس خونخواره دارد ۳
چه گونه می توانم کرد نسبت با تو لیلی را
تو صد آواره داری او همین آواره دارد ۴
سرشک و داغ این سرگشته را بین گر نمی دانی
که گردون بلا هم ثابت و سیاره دارد ۵
بعرفان می تواند رست مرد از حیله دانا
چه پروا عارف از مکر زن مکاره دارد ۶
بجان دادن فضولی در غم او چاره خود کن
مگو بیمار این غم غیر مردن چاره دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.