خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این ابیات از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که جز غم چیزی نمی‌خواهد. او از مردم و اجتماع دوری می‌جوید و حتی از نوشیدن می نیز امتناع می‌ورزد. شاعر به جمال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بدون آن، چشم‌اش پر از اشک است. او با درد و رنج خود کنار آمده و به چیزهای کوچک قانع است. در نهایت، شاعر از جفای معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود جراحت‌های عشق، نیازی به مرهم ندارد.

متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم، انزوا، و جفای معشوق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹ - من بغم خو کرده ام جز غم نمی باید مرا

من بغم خو کرده ام جز غم نمی باید مرا
ور ز غم ذوقی رسد آن هم نمی باید مرا ۱

گر گریزانم ز خود در دشت عزلت دور نیست
وحشیم جنس بنی آدم نمی باید مرا ۲

کس نمی خواهم که بینم گر همه چشم منست
اختلاط مردم عالم نمی باید مرا ۳

ساقیا چون می دهی بخش مرا بر خاک ریز
می نمی نوشم دل خرم نمی باید مرا ۴

می دهد رخت نشاطم را به سیلاب سرشک
بی جمالت دیده پر نم نمی باید مرا ۵

با سفالی قانعم پر درد در کوی مغان
مسند جمشید و جام جم نمی باید مرا ۶

با جفای او فضولی از وفا مستغنیم
با جراحت خوشدلم مرهم نمی باید مرا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸ - نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.