خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و وابستگی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که دیگر به او توجهی نکند. او اشاره میکند که اگرچه معشوق او را مانند باد در سر دارد، اما اکنون باید او را فراموش کند.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۹۶ - پیش لب خود یاد شکر هیچ مگیر
پیش لب خود یاد شکر هیچ مگیر
پایان چو شد این سخن ز سر هیچ مگیر ۱
گفتی تو مرا چو باد در سر داری
خاک قدم توام دگر هیچ مگیر ۲
پایان چو شد این سخن ز سر هیچ مگیر ۱
گفتی تو مرا چو باد در سر داری
خاک قدم توام دگر هیچ مگیر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - غم گنج نهاده ای چه خواهم دیگر
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - هر سنگی را که آفتاب از تک و تاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.