خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معنوی سخن میگوید. او عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که عقل و جان را تسخیر کرده و همه چیز در عالم را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر از عشق به عنوان محور اصلی زندگی و هستی یاد میکند و بیان میکند که همه چیز در عالم از عشق سرچشمه میگیرد و به آن بازمیگردد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، زبان و ساختار شعری آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۹۷ - ای خم چرخ از خم ابروی تو
ای خم چرخ از خم ابروی تو
آفتاب و ماه عکس روی تو ۱
تا به کوی عقل و جان کردی گذر
معتکف شد عقل و جان در کوی تو ۲
کی دهد آن را که بویی دادهای
هر دو عالم بوی یکتا موی تو ۳
در میان جان و دل پنهان شدی
تا نیاید هیچکس ره سوی تو ۴
چون تویی جان و دلم را جان و دل
من ز جان و دل شدم هندوی تو ۵
عشق تو چندان که میسوزد دلم
می نیاید از دلم جز بوی تو ۶
پشت گردانید دایم از دو کون
تا ابد عطار در پهلوی تو ۷
آفتاب و ماه عکس روی تو ۱
تا به کوی عقل و جان کردی گذر
معتکف شد عقل و جان در کوی تو ۲
کی دهد آن را که بویی دادهای
هر دو عالم بوی یکتا موی تو ۳
در میان جان و دل پنهان شدی
تا نیاید هیچکس ره سوی تو ۴
چون تویی جان و دلم را جان و دل
من ز جان و دل شدم هندوی تو ۵
عشق تو چندان که میسوزد دلم
می نیاید از دلم جز بوی تو ۶
پشت گردانید دایم از دو کون
تا ابد عطار در پهلوی تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۶ - ای جهانی پشت گرم از روی تو
گوهر بعدی:غزل ۶۹۸ - ای دو عالم پرتوی از روی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.