خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن اشاره شده است که افراد این طایفه، دیگران را مانند خود میپنداشتند و خون را به جای شراب و راز را به جای سخن عادی میدانستند. اما زمانی که خردمندان با تجربههای خود چشمهایشان را باز کردند، متوجه شدند که همه چیز آنگونه که فکر میکردند نبوده است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و انتزاعی است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند این مفاهیم را تحلیل کنند.
شماره ۶۸ - این طایفه را چو خویشتن دانستند
این طایفه را چو خویشتن دانستند
خون را می و راز را سخن دانستند ۱
چون تجربه چشم خردم باز گشاد
جمله نه چنان بود که می دانستند ۲
خون را می و راز را سخن دانستند ۱
چون تجربه چشم خردم باز گشاد
جمله نه چنان بود که می دانستند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - نی باد سحر بادم سر دم ماند
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - رندان می معرفت به اقبال کشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.