خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او تمام وجود خود، از جمله تن، دل، تاج و تخت وفا را به معشوق تقدیم کرده است. شاعر همراه معشوق در شادی و غم بوده و حتی خود را بارها در راه عشق فدا کرده است. در نهایت، معشوق از او میخواهد که بیقرار باشد و شاعر این شرط را میپذیرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۰ - تن در بد و نیک یار دادیم
تن در بد و نیک یار دادیم
دل در غم آن نگار دادیم ۱
تاجی برسر ز خاکپایش
بر تخت وفاش بار دادیم ۲
همرنگ تو سوی گل نشاندیم
هم پای بدست خار دادیم ۳
تا چند مگر که خویشتن را
در عشق هزار بار دادیم ۴
درقبضه زینهار خواری
سرمایه به زینهار دادیم ۵
فرمود که بی قرار می باش
ما نیز براین قرار دادیم ۶
دل در غم آن نگار دادیم ۱
تاجی برسر ز خاکپایش
بر تخت وفاش بار دادیم ۲
همرنگ تو سوی گل نشاندیم
هم پای بدست خار دادیم ۳
تا چند مگر که خویشتن را
در عشق هزار بار دادیم ۴
درقبضه زینهار خواری
سرمایه به زینهار دادیم ۵
فرمود که بی قرار می باش
ما نیز براین قرار دادیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - ای کرده همه بدی به جایم
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - زار بکشتی تو از آن می زیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.