خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه عشق شکست خورده میگوید و از بیتفاوتی معشوق و سوختن دل در آتش عشق شکایت دارد. او از طبیعت و شب نیز میپرسد که چرا حالش را درک نمیکنند و در نهایت، از تسلط عشق بر دلش مینالد.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، عمق احساسات و غم بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲ - چه کنم قصه کز آن مایه ی غم بر تن چیست
چه کنم قصه کز آن مایه ی غم بر تن چیست
با که گویم که از آن سرو روان با من چیست ۱
جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنک
حال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست ۲
دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوخت
تو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست ۳
گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجل
رنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست ۴
هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بار
کای شب تیره از این حال تو را روشن چیست ۵
عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلم
در چنین حال مرا بر چدن دامن چیست ۶
با که گویم که از آن سرو روان با من چیست ۱
جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنک
حال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست ۲
دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوخت
تو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست ۳
گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجل
رنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست ۴
هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بار
کای شب تیره از این حال تو را روشن چیست ۵
عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلم
در چنین حال مرا بر چدن دامن چیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳ - بالتماس دوستی گفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.