خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیتوجهی و بیمحبتی دوستش شکایت میکند و بیان میکند که دوستش بهندرت به او توجه میکند و حتی با وجود خدمتهای فراوان شاعر، دوستش او را گرامی نمیدارد. شاعر احساس میکند که دوستش او را نادیده میگیرد و این بیتوجهی باعث رنجش او شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند بیتوجهی و احساس تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۱ - ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
تمکین درودی و پیامی نکند دوست ۱
آید بر ما گه گه از روی ترحم
بنشیند و بسیار مقامی نکند دوست ۲
صد عشوه و صد نادره و بذله بگویم
در پیش من آغاز کلامی نکند دوست ۳
من بسته میان خدمت او را و مرا هیچ
یک روز گرامی چو غلامی نکند دوست ۴
کرده ست مرا بنده و بس در عجبم من
کین بنده ی مسکین را نامی نکند دوست ۵
تمکین درودی و پیامی نکند دوست ۱
آید بر ما گه گه از روی ترحم
بنشیند و بسیار مقامی نکند دوست ۲
صد عشوه و صد نادره و بذله بگویم
در پیش من آغاز کلامی نکند دوست ۳
من بسته میان خدمت او را و مرا هیچ
یک روز گرامی چو غلامی نکند دوست ۴
کرده ست مرا بنده و بس در عجبم من
کین بنده ی مسکین را نامی نکند دوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - ای سرور کرده پادشاهت
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - چه کنم قصه کز آن مایه ی غم بر تن چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.