این متن عرفانی از عطار نیشابوری، عشق و فنا در راه معشوق حقیقی (خدا) را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که فدا کردن جان در راه دیدار معشوق، ارزشمند است و عاشقان با فنا در خود، به وصال معشوق میرسند. او همچنین اشاره میکند که عشق به معشوق، بهشت و دوزخ را تحت تأثیر قرار میدهد و عاشقان واقعی از هر دو میگذرند. متن با تأکید بر رحمت و امید به معشوق پایان مییابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و وصال معشوق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۷۲ - هر که جان درباخت بر دیدار او
صد هزاران جان شود ایثار او ۱
تا توانی در فنای خویش کوش
تا شوی از خویش برخودار او ۲
چشم مشتاقان روی دوست را
نسیه نبود پرتو رخسار او ۳
نقد باشد اهل دل را روز و شب
در مقام معرفت دیدار او ۴
دوست یک دم نیست خاموش از سخن
گوش کو تا بشنود گفتار او ۵
پنبه را از گوش بر باید کشید
بو که یکدم بشنوی اسرار او ۶
نور و نار او بهشت و دوزخ است
پای برتر نه ز نور و نار او ۷
دوزخ مردان بهشت دیگران است
درگذر زین هر دو در زنهار او ۸
کز امید وصل و از بیم فراق
جان مردان خون شد اندر کار او ۹
عاشقان خسته دل بین صد هزار
سرنگون آویخته از دار او ۱۰
همچو مرغ نیم بسمل ماندهاند
بیخود و سرگشته از تیمار او ۱۱
صد هزاران رفتهاند و کس ندید
تا که دید از رفتگان آثار او ۱۲
زاد عطار اندرین ره هیچ نیست
جز امید رحمت بسیار او ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.