خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که غم معشوق شادیهایش را گرفته است. او از همه چیز چشم پوشیده و تنها به معشوق فکر میکند، اما معشوق به مهمانی او نمیآید. شاعر تأکید میکند که دو جهان را برای معشوق ترک کرده و او را تنها دارایی خود میداند. در پایان، او خود را در عشق بیهمتا میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۶۶۸ - ای دل و جان زندگانی من
ای دل و جان زندگانی من
غم تو برده شادمانی من ۱
کردم از چشم و دل شراب و کباب
می نیایی به میهمانی من ۲
دو جهان ترک کردهام که توی
این جهانی و آن جهانی من ۳
اندرین باب شعر ای عطار
نیست اندر زمانه ثانی من ۴
غم تو برده شادمانی من ۱
کردم از چشم و دل شراب و کباب
می نیایی به میهمانی من ۲
دو جهان ترک کردهام که توی
این جهانی و آن جهانی من ۳
اندرین باب شعر ای عطار
نیست اندر زمانه ثانی من ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۷ - گر با تو بگویم غم افزون شدهٔ من
گوهر بعدی:غزل ۶۶۹ - میل درکش روی آن دلبر ببین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.