خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شب گذشته یاد میکند که در کنار یار و جمعی از دوستان به خوشی گذرانده است. اما با رسیدن صبح، همه پراکنده شدهاند و تنها چیزی که برای او باقی مانده، غم و اندوه است.
متن دارای مضامین عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به 'خون جگر' میتواند برای برخی از سنین پایین نگرانکننده باشد.
شماره ۴۸ - من بودم و دوش، یار سیمین تن من
من بودم و دوش، یار سیمین تن من
جمعی ز نشاط و عیش، پیرامن من ۱
آنها، همه صبحدم پراکنده شدند
جز خون جگر، که ماند در دامن من ۲
جمعی ز نشاط و عیش، پیرامن من ۱
آنها، همه صبحدم پراکنده شدند
جز خون جگر، که ماند در دامن من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - عشق تو، کز و چاک زدم پیراهن
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - سودای میان تهی، ز دل بیرون کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.