خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر نگران خاموشی چراغی است که متعلق به توست و از دوری تو میترسد. بوی جگر سوختهای که همهجا را گرفته، نشاندهندهی درد و رنجی است که اگر حس نکنی، نشاندهندهی بیتوجّهی توست.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگینانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۷ - در رهگذر باد، چراغی که توراست
در رهگذر باد، چراغی که توراست
ترسم که بمیرد، از فراغی که توراست ۱
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی زهی، دماغی که توراست ۲
ترسم که بمیرد، از فراغی که توراست ۱
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی زهی، دماغی که توراست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - در نامه ی تو، قلم چو گردن بفراشت
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.