خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از تشبیهات و استعارههای زیبا برای توصیف او استفاده میکند. شاعر بیان میکند که اگر معشوق نبود، جهان فاقد جذابیت و زیبایی میشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۷۹ - روز تو اقبال و فرخ نیستی
روز تو اقبال و فرخ نیستی
گ تماشاگاهش آن رخ نیستی
هم خریداری فتادی قند را
گر لب او نوش پاسخ نیستی
ورنه حسنش داغ یوسف داردی
در جهان اسم تناسخ نیستی
ماه نخشب خود سبق بردی زخور
گر رخ آن ماه خلخ نیستی
ور ز رویش فال نگرفتی طرب
بزم شاه شرق فرخ نیستی
گ تماشاگاهش آن رخ نیستی
هم خریداری فتادی قند را
گر لب او نوش پاسخ نیستی
ورنه حسنش داغ یوسف داردی
در جهان اسم تناسخ نیستی
ماه نخشب خود سبق بردی زخور
گر رخ آن ماه خلخ نیستی
ور ز رویش فال نگرفتی طرب
بزم شاه شرق فرخ نیستی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - جانا، همه آیت نکوئی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - چون گشت رخ چمن دل آرای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.