خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دست دادن دل و عقل خود به دلیل غم عشق، ناتوانی در رهایی از این درد، و توصیف زیبایی و جذابیت معشوق را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۳ - دل ز دست غمت بجان نجهد
دل ز دست غمت بجان نجهد
عقل جز خسته بر کران نجهد
خاک پاشی چو تو ندیدم من
کز کفت باد رایگان نجهد
از لبت هرکه گوهری طلبد
به هزاران هزار کان نجهد
نتواند گریخت از تو دلی
تا به حیلت در آن جهان نجهد
وعده ئی گرده ئی به کشتن من
کوش تا باد در میان نجهد
زلف تو دست بر اثیر نهد
آه کز دست او به جان نجهد
عقل جز خسته بر کران نجهد
خاک پاشی چو تو ندیدم من
کز کفت باد رایگان نجهد
از لبت هرکه گوهری طلبد
به هزاران هزار کان نجهد
نتواند گریخت از تو دلی
تا به حیلت در آن جهان نجهد
وعده ئی گرده ئی به کشتن من
کوش تا باد در میان نجهد
زلف تو دست بر اثیر نهد
آه کز دست او به جان نجهد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - از عشق تو بوی خون همی آید
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - باز مرا عشق کهن تازه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.