خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق دردناک و پررنج سخن میگوید که با غم و رنج همراه است. شاعر از درد عشق، تأثیرات عمیق آن بر دل و جان، و احساس ناتوانی در برابر این عشق شدید مینویسد. همچنین، اشاراتی به جادو، فسون، و تأثیرات ماورایی دارد که بر عقل و دل انسان چیره میشوند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و درد عشق ممکن است برای گروههای سنی پایینتر سنگین باشد.
شماره ۶۲ - از عشق تو بوی خون همی آید
از عشق تو بوی خون همی آید
دم نتوان زد که چون همی آید
هر بار دل آمدی کم از غم هات
این بار غمت فزون همی آید
چشم تو خدنگ بر گمان دارد
مانا که بعزم خون همی آید
بینائی چشم عقلت چندانست
کان جادو در فسون همی آید
دیدم سر زلف تو که باشد دل
جائی که فلک زبون همی آید
دل خانه من ببرد چتوان کرد
و ز دست که از درون همی آید
میزد در جانم آسمان یعنی
کز تو ستمی کنون همی آید
عشق توبه حاجبی برون آمد
گفتا منشین برون همی آید
یک بار اثیر زخم خورد از تو
وین بار به آزمون همی آید
دم نتوان زد که چون همی آید
هر بار دل آمدی کم از غم هات
این بار غمت فزون همی آید
چشم تو خدنگ بر گمان دارد
مانا که بعزم خون همی آید
بینائی چشم عقلت چندانست
کان جادو در فسون همی آید
دیدم سر زلف تو که باشد دل
جائی که فلک زبون همی آید
دل خانه من ببرد چتوان کرد
و ز دست که از درون همی آید
میزد در جانم آسمان یعنی
کز تو ستمی کنون همی آید
عشق توبه حاجبی برون آمد
گفتا منشین برون همی آید
یک بار اثیر زخم خورد از تو
وین بار به آزمون همی آید
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - وصلش مرا قرین سعادت نمیکند
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - دل ز دست غمت بجان نجهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.