خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند رهایی از قید و بندهای ظاهری دین، لذت بردن از زندگی، و نقد زاهدان و صوفیان سخن میگوید. شاعر از شراب به عنوان نمادی برای رهایی و لذت استفاده میکند و به نقد کسانی میپردازد که به ظاهر دیندارند اما در باطن از حقیقت دور هستند.
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و نقدهای تند اجتماعی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۶۱۷ - ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
تائبان را به شرابی دو سه در کار کشیم ۱
زاهد خانهنشین را به یکی کوزه درد
اوفتان خیزان از خانه به بازار کشیم ۲
هوست هست که صافی دل و صوفی گردی
خیز تا پیش مغان دردی خمار کشیم ۳
هر که را در ره اسلام قدم ثابت نیست
به یکی جرعه میش در صف کفار کشیم ۴
هر که دعوی اناالحق کند و حق گوید
انا گویان خودی را به سر دار کشیم ۵
چند داریم نهان زیر مرقع زنار
وقت نامد که خط اندر خط زنار کشیم ۶
هیچکس را ندهد دنیی و دین دست بهم
هرکه گوید که دهد، خنجر انکار کشیم ۷
گر تو دین میطلبی از سر دنیی برخیز
که ز دین بار نیابیم مگر بار کشیم ۸
گر ازین شاخ گل وصل طمع میداریم
اندرین راه غم عشق چو عطار کشیم ۹
تائبان را به شرابی دو سه در کار کشیم ۱
زاهد خانهنشین را به یکی کوزه درد
اوفتان خیزان از خانه به بازار کشیم ۲
هوست هست که صافی دل و صوفی گردی
خیز تا پیش مغان دردی خمار کشیم ۳
هر که را در ره اسلام قدم ثابت نیست
به یکی جرعه میش در صف کفار کشیم ۴
هر که دعوی اناالحق کند و حق گوید
انا گویان خودی را به سر دار کشیم ۵
چند داریم نهان زیر مرقع زنار
وقت نامد که خط اندر خط زنار کشیم ۶
هیچکس را ندهد دنیی و دین دست بهم
هرکه گوید که دهد، خنجر انکار کشیم ۷
گر تو دین میطلبی از سر دنیی برخیز
که ز دین بار نیابیم مگر بار کشیم ۸
گر ازین شاخ گل وصل طمع میداریم
اندرین راه غم عشق چو عطار کشیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۶ - بیا تا رند هر جایی بباشیم
گوهر بعدی:غزل ۶۱۸ - اکنون که نشانهٔ ملامیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.