خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات و حالات درونی شاعر است که از نفاق، غرور، بیقراری، درد و رنج در راه عشق سخن میگوید. شاعر خود را مؤمن ظاهری میداند که در باطن گرفتار کفر و شک است. او از انتظار برای یاری که نمیآید و ناتوانی در تغییر شرایط خود گله میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند شک، تردید و دردهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۶۰۹ - ما ننگ وجود روزگاریم
ما ننگ وجود روزگاریم
عمری به نفاق میگذاریم ۱
محنتزدگان پر غروریم
شوریدهدلان بیقراریم ۲
در مصطبه عور پاکبازیم
در میکده رند درد خواریم ۳
جان باختگان راه عشقیم
دلسوختگان سوکواریم ۴
ناخورده دمی شراب ایمان
از ظلمت کفر در خماریم ۵
ایمان چه که با دلی پر از بت
قولی به زبان همی برآریم ۶
ما مؤمن ظاهریم لیکن
زنار به زیر خرقه داریم ۷
بویی به مشام ما رسیده است
دیر است که ما در انتظاریم ۸
نه یار جمال مینماید
نه در خور دستگاه یاریم ۹
نه پرده ز پیش ما برافتد
نه در پس پرده مرد کاریم ۱۰
دردی که شمار کرد عطار
تا روز شمار در شماریم ۱۱
عمری به نفاق میگذاریم ۱
محنتزدگان پر غروریم
شوریدهدلان بیقراریم ۲
در مصطبه عور پاکبازیم
در میکده رند درد خواریم ۳
جان باختگان راه عشقیم
دلسوختگان سوکواریم ۴
ناخورده دمی شراب ایمان
از ظلمت کفر در خماریم ۵
ایمان چه که با دلی پر از بت
قولی به زبان همی برآریم ۶
ما مؤمن ظاهریم لیکن
زنار به زیر خرقه داریم ۷
بویی به مشام ما رسیده است
دیر است که ما در انتظاریم ۸
نه یار جمال مینماید
نه در خور دستگاه یاریم ۹
نه پرده ز پیش ما برافتد
نه در پس پرده مرد کاریم ۱۰
دردی که شمار کرد عطار
تا روز شمار در شماریم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۸ - تا ما سر ننگ و نام داریم
گوهر بعدی:غزل ۶۱۰ - ما مرد کلیسیا و زناریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.