خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از احساسات شدید خود نسبت به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که وجود معشوق برای او حیاتی است و بدون او زندگی معنایی ندارد. او حتی حاضر است برای معشوق هر کاری انجام دهد و از هر چیزی بگذرد. شاعر همچنین از ترس دوری از معشوق و غرق شدن در غم و اندوه سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۱ - ز تو گر یک نظر آید به جانم

ز تو گر یک نظر آید به جانم
نباید این جهان و آن جهانم ۱

مرا آن یک نفس جاوید نه بس
تو دانی دیگر و من می ندانم ۲

اگر گویی سرت خواهم بریدن
ز شادی چون قلم بر سر دوانم ۳

وگر گویی به لب جان خواهمت داد
به لب آید بدین امید جانم ۴

اگر خاکی شد و گردیت آورد
ز تو یک روز می‌باید امانم ۵

که تا از اشک بنشانم من آن گرد
همه بر خاک راهت خون فشانم ۶

کلاه چرخ بربایم اگر تو
کمر سازی ز دلق و طیلسانم ۷

چو بی روی تو عالم می نبینم
در آن عزمم که در چشمت نشانم ۸

ولی ترسم که در خون سرشکم
شوی غرقه من از تو دور مانم ۹

تو هستی در میان جانم و من
ز شوق روی تو جان بر میانم ۱۰

اگر من باشم و گرنه غمی نیست
تو می‌باید که باشی جاودانم ۱۱

که گر صد سود خواهم کرد بی تو
نخواهد بود جز حاصل زیانم ۱۲

و گر در بند خویش آری مرا تو
نخواهم کفر و دین در بند آنم ۱۳

در ایمان گر نیابم از تو بویی
یقین دانم که در کافرستانم ۱۴

وگر در کفر بویی یابم از تو
ز ایمان نور بر گردون رسانم ۱۵

تو تا دل برده‌ای جانا ز عطار
به مهر توست جان مهربانم ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۰ - از در جان درآی تا جانم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲ - ازین دریا که غرق اوست جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.