خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از روزگار ناخوشایند خود شکایت میکند و احساس میکند که حتی چیزهای شیرین نیز برایش تلخ میشوند. او از این که فلک به او هیچ لذتی نداده است ناراحت است و میترسد که بدون به دست آوردن خواستههایش از دنیا برود.
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان ناامیدی و ترس از ناکامی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۷ - پیوسته ز روزگار دشمن کامم
پیوسته ز روزگار دشمن کامم
گر شهد خورم زهر شود در کامم ۱
ناداده مرا چرخ فلک یک کامم
ترسم که برد زیر زمین ناکامم ۲
گر شهد خورم زهر شود در کامم ۱
ناداده مرا چرخ فلک یک کامم
ترسم که برد زیر زمین ناکامم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - جان خواست ز من دوش بت دلگسلم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - روزی که سراپرده بر افلاک زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.