خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گریههای خونین خود میگوید که مانند شراب گلگون در جام ریخته شده است. او احساس میکند که اشکهایش بهانهای برای ریختن خون در خون هستند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خون و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹ - دوش از چشمم سرشگ خون افزون ریخت
دوش از چشمم سرشگ خون افزون ریخت
وین طرفه که درجام می گلگون ریخت ۱
می خواست که خون به خون شوید چشمم
بنگر که بهانه کرد و خون در خون ریخت ۲
وین طرفه که درجام می گلگون ریخت ۱
می خواست که خون به خون شوید چشمم
بنگر که بهانه کرد و خون در خون ریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - گل صبحدم از باد برآشفت و بریخت
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - ساقی ز صراحی می گلگون می ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.