خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عمری که بدون آرامش و رضایت بگذرد، ارزشی ندارد و آن را جزو عمر خود نمیشمرد. او معتقد است در این دوران، یافتن دوست و همراهی که همدم و همغم باشد، دشوار است. شاعر از خداوند میخواهد که در همه کارها یار و یاورش باشد، زیرا با کمک او همه کارها به خوبی پیش میرود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی برای درک کامل مفاهیم مطرح شده وجود دارد.
شماره ۶۰ - هر آن عمری که آن از کام دل بر گوشه ای افتد
هر آن عمری که آن از کام دل بر گوشه ای افتد
ز من پرسی من این را از حساب عمر نشمارم
اگر اطراف عالم را بجویند اندرین دوران
حریف همدم و هم غم نشاید یافت پندارم
مرا در کارها دایم میسر باد عون حق
که نیک آید همه کاری چو عون حق بود یارم
ز من پرسی من این را از حساب عمر نشمارم
اگر اطراف عالم را بجویند اندرین دوران
حریف همدم و هم غم نشاید یافت پندارم
مرا در کارها دایم میسر باد عون حق
که نیک آید همه کاری چو عون حق بود یارم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - گل باغ فضلم زلال میم ده
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - خسروا! بر بساط خدمت تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.