خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از رنجهای عشق و جدایی میگوید. او از معشوق میخواهد که دیگر دلها را نرباید و به عاشقان رحم کند. شاعر به معشوق یادآوری میکند که چگونه جهان را از او گرفته و او را در غم و اندوه فرو برده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۲ - زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
جان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی ۱
از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ای
با ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی ۲
گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جان
ای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی ۳
راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون
در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی ۴
رو بر مجیر از روی کین کم کن ز بهر دل کمین
اکنون که از دل هم زمین هم آسمان پرداختی ۵
جان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی ۱
از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ای
با ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی ۲
گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جان
ای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی ۳
راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون
در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی ۴
رو بر مجیر از روی کین کم کن ز بهر دل کمین
اکنون که از دل هم زمین هم آسمان پرداختی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - پرده از لعل بر شکر بستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.