خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد عشق و شکستن عهد معشوق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، بیوفایی معشوق و تأثیر عمیق این دردها بر روح و روان خود مینالد. تصاویری مانند باد که طرههای معشوق را میشکند یا تیر مژگان معشوق که دل را میدرد، نشاندهندهی عشقی آتشین و پررنج است.
این شعر دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکستن عهد و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۳۸ - باد چون طره آن جان جهان درشکند
باد چون طره آن جان جهان درشکند
فتنه بینی که در عقل و روان در شکند ۱
دل بر آتش نهم آن لحظه که آن عهدشکن
بر مه نو ز ره مشگ فشان در شکند ۲
عهد کرد او که خورد خونم و می ترسم از آنک
بشکند عهد و مرا کام به جان در شکند ۳
گر چه بسیار کمانش بکشم آخر کار
تیر مژگانش مرا همچو کمان در شکند ۴
در غمش زان سخن خویش نگویم که مرا
سخن از شرم خیالش به زبان در شکند ۵
زلف بشکست چو دل در غم او بست مجیر
تا دل خسته او را به میان در شکند ۶
فتنه بینی که در عقل و روان در شکند ۱
دل بر آتش نهم آن لحظه که آن عهدشکن
بر مه نو ز ره مشگ فشان در شکند ۲
عهد کرد او که خورد خونم و می ترسم از آنک
بشکند عهد و مرا کام به جان در شکند ۳
گر چه بسیار کمانش بکشم آخر کار
تیر مژگانش مرا همچو کمان در شکند ۴
در غمش زان سخن خویش نگویم که مرا
سخن از شرم خیالش به زبان در شکند ۵
زلف بشکست چو دل در غم او بست مجیر
تا دل خسته او را به میان در شکند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - بلبلان رخت به باغ افگندند
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - تا لاله ز شوخی به جهان شو در افگند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.