خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و رنج ناشی از بیوفایی معشوق مینویسد. او از غصهها و دلخرابیهایش سخن میگوید و اشاره میکند که عشق کامل همسایهی جنون است. همچنین، از جفای دشمن و دردهای عشقی که در اشکهایش نمایان است، یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳ - از حال ما چه پرسی ای بیوفا که چون است
از حال ما چه پرسی ای بیوفا که چون است
دارم دل خرابی از غصه تو خونست ۱
از شغل می پرستی بازم مدار ناصح
چون عشق کامل افتاد همسایه جنونست ۲
هرگز به دل ندارم کین از جفای دشمن
در وی درو نماند این کاسه سرنگونست ۳
دارد طبیب عشقی پیداست از سرشگش
از پرده دل آید اشکی که لاله گونست ۴
دارم دل خرابی از غصه تو خونست ۱
از شغل می پرستی بازم مدار ناصح
چون عشق کامل افتاد همسایه جنونست ۲
هرگز به دل ندارم کین از جفای دشمن
در وی درو نماند این کاسه سرنگونست ۳
دارد طبیب عشقی پیداست از سرشگش
از پرده دل آید اشکی که لاله گونست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - برگیر مهر از آنکه به کام دل تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.