خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق نافرجام، رنجهای عاشق، ناامیدی و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید. شاعر از عشقی آتشین میگوید که اثری از آن نیست، از دردها و رنجهایش مینالد و به دنبال رحمت و نجات است. همچنین، او از زیبایی معشوق و بیهمتایی او سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و ناامیدی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
وه ازین آتش پنهان شرری پیدا نیست ۱
بخدنگم چوزدی سینه گرمم مشکاف
که ز پیکان تو در دل اثری پیدا نیست ۲
شمع آخر شد و پروانه ز پرواز نشست
چکنم آه شبم را سحری پیدا نیست ۳
بخت بدبین که اسیریم بکاخی که درو
رخنه ای نیست هویدا و دری پیدا نیست ۴
همه عشاق ز خونین جگرانند و چو من
زآنهمه عاشق خونین جگری پیدا نیست ۵
رحمتی کن تو درین بادیه ای ابر عطا
بزلال تو زمن تشنه تری پیدا نیست ۶
زورق افکندم و امید سلامت دارم
در محیطی که ز ساحل اثری پیدا نیست ۷
تو چو خورشید جهانتابی و در کشور حسن
جلوه کن جلوه که چون تو دگری پیدا نیست ۸
گشته سرگرم طواف حرم، آتش نفسی
که زمرغان حرم بال و پری پیدا نیست ۹
بس گهر ریخته در مخزن اندیشه ولی
چون خیال تو گرامی گهری پیدا نیست ۱۰
هر کسی کشت نهالی و بری داد طبیب
کشته ماست که او را ثمری پیدا نیست ۱۱
وه ازین آتش پنهان شرری پیدا نیست ۱
بخدنگم چوزدی سینه گرمم مشکاف
که ز پیکان تو در دل اثری پیدا نیست ۲
شمع آخر شد و پروانه ز پرواز نشست
چکنم آه شبم را سحری پیدا نیست ۳
بخت بدبین که اسیریم بکاخی که درو
رخنه ای نیست هویدا و دری پیدا نیست ۴
همه عشاق ز خونین جگرانند و چو من
زآنهمه عاشق خونین جگری پیدا نیست ۵
رحمتی کن تو درین بادیه ای ابر عطا
بزلال تو زمن تشنه تری پیدا نیست ۶
زورق افکندم و امید سلامت دارم
در محیطی که ز ساحل اثری پیدا نیست ۷
تو چو خورشید جهانتابی و در کشور حسن
جلوه کن جلوه که چون تو دگری پیدا نیست ۸
گشته سرگرم طواف حرم، آتش نفسی
که زمرغان حرم بال و پری پیدا نیست ۹
بس گهر ریخته در مخزن اندیشه ولی
چون خیال تو گرامی گهری پیدا نیست ۱۰
هر کسی کشت نهالی و بری داد طبیب
کشته ماست که او را ثمری پیدا نیست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - دیگر دلم خدنگ جفا را نشان شدست
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - از حال ما چه پرسی ای بیوفا که چون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.