خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از غم، ناامیدی و حسرت است. او از دل شکسته و خسته خود میگوید که به دنبال دادخواهی است، اما به جای یاری، با بیتوجهی روبرو شده است. شاعر از اسارت و حسرت پرواز مرغی که در قفس مانده، سخن میگوید و از دست دادن هوش و صبر خود را به شور و هوس نسبت میدهد. همچنین، افسوس میخورد که یارش در آغوش دیگری است و گلی زیبا در کنار خس و خاشاک افتاده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات غم و ناامیدی و عشق ناکام ممکن است برای نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۱۶ - دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
دادخواهی ز پی دادرسی افتادست ۱
از من خسته خدا را به تغافل مگذار
که مرا کار به آخر نفسی افتادست ۲
حسرت مرغ اسیری کشدم کز دامی
کرده پرواز و به کنج قفسی افتادست ۳
رفته هوشم ز سر و صبر ز دل، از تو مرا
تا به سر شوری و در دل هوسی افتادست ۴
یار صد حیف که هم صحبت غیرست طبیب
گلی افسوس در آغوش خسی افتادست ۵
دادخواهی ز پی دادرسی افتادست ۱
از من خسته خدا را به تغافل مگذار
که مرا کار به آخر نفسی افتادست ۲
حسرت مرغ اسیری کشدم کز دامی
کرده پرواز و به کنج قفسی افتادست ۳
رفته هوشم ز سر و صبر ز دل، از تو مرا
تا به سر شوری و در دل هوسی افتادست ۴
یار صد حیف که هم صحبت غیرست طبیب
گلی افسوس در آغوش خسی افتادست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - رفته عمر و نیم جانی مانده است
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.