خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه عمیق خود میگوید و از دیگران میخواهد که تسلیبخش او نباشند. او به خاطر آتشی که بر خرمن زندگیاش زده شده، سوگوار است و آرزو میکند که کاش عزیزی به دیدارش میآمد. شاعر حتی به بهبودی خود نیز باور ندارد و ترس از فراموشی عزیز از دست رفته، ذهنش را آشفته کرده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی مانند غم، نومیدی و از دست دادن است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۲ - افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب
افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب
زنهار مگیرید ز کف ساغرم امشب ۱
بر خرمن من دوش زدی آتش و رفتی
بودت گذری کاش به خاکسترم امشب ۲
گویند به تسکین من افسانه و ترسم
بیرون رود اندیشه او از سرم امشب ۳
آن به که طبیبم نکشد رنج مداوا
بهبودی خود نیست دگر باورم امشب ۴
زنهار مگیرید ز کف ساغرم امشب ۱
بر خرمن من دوش زدی آتش و رفتی
بودت گذری کاش به خاکسترم امشب ۲
گویند به تسکین من افسانه و ترسم
بیرون رود اندیشه او از سرم امشب ۳
آن به که طبیبم نکشد رنج مداوا
بهبودی خود نیست دگر باورم امشب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - مسکینی و غریبی از حد گذشت ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - ز چشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.