خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از شوق دیدار معشوق و درد فراق سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق مینالد، از شهیدان راه عشق یاد میکند و از بیقراری خود در غیاب یار میگوید. او به طبیب دلها اشاره میکند و از شکوههای عاشقانه میسراید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «شهیدان راه عشق» و «زهر شکوه» ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۱۰ - چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پارا
چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پا را
بهر کجا که نهی پای بوسم آنجا را ۱
تن هزار شهیدت فتاده بر سر کوی
باحتیاط نه ای دوست بر زمین پا را ۲
به رحم اگر به سوی کشتگان نمی نگری
نگه به جانب ایشان فکن تماشا را ۳
بیا که بی گل رویت زبس هجوم ملال
نه سیر باغ شناسم نه گشت صحرا را ۴
ز رهروی اثری نیست اندر این وادی
به حیرتم زکه گیرم سراغ سلمی را ۵
طبیب کیست کز او رنجه گشته ای زنها
بزهر شکوه میالا لب شکر خارا ۶
بهر کجا که نهی پای بوسم آنجا را ۱
تن هزار شهیدت فتاده بر سر کوی
باحتیاط نه ای دوست بر زمین پا را ۲
به رحم اگر به سوی کشتگان نمی نگری
نگه به جانب ایشان فکن تماشا را ۳
بیا که بی گل رویت زبس هجوم ملال
نه سیر باغ شناسم نه گشت صحرا را ۴
ز رهروی اثری نیست اندر این وادی
به حیرتم زکه گیرم سراغ سلمی را ۵
طبیب کیست کز او رنجه گشته ای زنها
بزهر شکوه میالا لب شکر خارا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - به همواری تهی کن از غم لیلی و شان دل را
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - مسکینی و غریبی از حد گذشت ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.