خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از ظلم روزگار شکایت میکند که گل تازهای از باغ دلش ربوده است. او با چشمان خود دید که دریا از لطف، روضه رضوان را بر روی آن گل گشود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶ - گرچه به ستم چرخ به من دست گشود
گرچه به ستم چرخ به من دست گشود
وین تازه گل از باغ دل من بربود ۱
دیدم به دو چشم خویش کز لطف دری
بر روی وی از روضه رضوان بگشود ۲
وین تازه گل از باغ دل من بربود ۱
دیدم به دو چشم خویش کز لطف دری
بر روی وی از روضه رضوان بگشود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - بازم ز غم زمانه جان می سوزد
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - هرگه که گلی تازه به صبحم بنمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.