خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بوی زلف معشوق و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و بیان میکند که جفاهای معشوق او را سرگشته و آشفته کرده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۴۸ - آمد به مشامم از سر زلف تو بوی
آمد به مشامم از سر زلف تو بوی
افکند دل مرا دگر در تک و پوی ۱
از بس که به چوگان جفا زد ما را
سرگشته از آن کرد چنانم چون گوی ۲
افکند دل مرا دگر در تک و پوی ۱
از بس که به چوگان جفا زد ما را
سرگشته از آن کرد چنانم چون گوی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - ای مایه درمان نفسی ننشینی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - تا چند به کوی دوست سرگشته شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.