خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عطار نیشابوری بیانگر درد و اندوه ناشی از جدایی و دوری از معشوق است. شاعر از روزگار بد، آتش هجران، و از دست رفتن شادیهای گذشته شکایت میکند. او از بیوفایی جهان و ناپایداری عهد و پیمان مینالد و دل سوختهاش را به گل لاله تشبیه میکند که از انتظار سوخته است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۵ - ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
چه یک دریغ که هر دم هزاربار دریغ ۱
به هرچه درنگرم بی تو صد هزار افسوس
به هر نفس که زنم بی تو صد هزار دریغ ۲
دلی که آب وصالش به جوی بود روان
بسوخت زآتش هجر تو زار زار دریغ ۳
چو لالهزار رخت شد ز چشم من بیرون
ز خون چشم رخم شد چو لالهزار دریغ ۴
چو گل شکفته بدم پیش ازین ز شادی وصل
به غم فرو شدم اکنون بنفشهوار دریغ ۵
ز دور چرخ خروش و ز بخت بد فریاد
ز عمر رفته فغان و ز روزگار دریغ ۶
چه گویم از غم عهد جهان که تا که جهانست
بنای عهد جهان نیست استوار دریغ ۷
اگر جهان جفاپیشه را وفا بودی
مرا جدا نفکندی ز غمگسار دریغ ۸
دلت که گلشن تحقیق بود ای عطار
بسوخت همچو دل لاله ز انتظار دریغ ۹
چه یک دریغ که هر دم هزاربار دریغ ۱
به هرچه درنگرم بی تو صد هزار افسوس
به هر نفس که زنم بی تو صد هزار دریغ ۲
دلی که آب وصالش به جوی بود روان
بسوخت زآتش هجر تو زار زار دریغ ۳
چو لالهزار رخت شد ز چشم من بیرون
ز خون چشم رخم شد چو لالهزار دریغ ۴
چو گل شکفته بدم پیش ازین ز شادی وصل
به غم فرو شدم اکنون بنفشهوار دریغ ۵
ز دور چرخ خروش و ز بخت بد فریاد
ز عمر رفته فغان و ز روزگار دریغ ۶
چه گویم از غم عهد جهان که تا که جهانست
بنای عهد جهان نیست استوار دریغ ۷
اگر جهان جفاپیشه را وفا بودی
مرا جدا نفکندی ز غمگسار دریغ ۸
دلت که گلشن تحقیق بود ای عطار
بسوخت همچو دل لاله ز انتظار دریغ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۴ - هر روز که جلوه میکند رویش
گوهر بعدی:غزل ۴۴۶ - ای لب تو نگین خاتم عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.