خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در خواب یار خود را میبیند و با تصویر نارنج و لب شیرین او مشغول است، اما ناگهان از خواب میپرد و متوجه میشود که تنها سرانگشت خود را گاز گرفته است.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و خیالی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای شاعرانه ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۱ - من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینت
از خواب پریدم سرانگشتم بود ۲
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینت
از خواب پریدم سرانگشتم بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - تا در دل من پیام تو خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - امشب مه ده چار بیاراسته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.