خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر به ناپایداری و گردش روزگار اشاره میکند و بیان میکند که حتی فلک نیز مانند انسانها در گردش و سرگردانی است. این متن احساسی از ناتوانی در برابر تقدیر و روزگار را منتقل میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۴۲ - دوران فلک نگر که چون گردانست
دوران فلک نگر که چون گردانست
مردی که بر او دل بنهد مرد آنست ۱
لیکن چه کند فلک که او نیز چو من
بیچاره ز روزگار سرگردانست ۲
مردی که بر او دل بنهد مرد آنست ۱
لیکن چه کند فلک که او نیز چو من
بیچاره ز روزگار سرگردانست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.