خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که عشق و وصال معشوق برایش مهمترین چیز است و دوری از آن ناکامی است. او اشاره میکند که عاشقان زیادی در جهان وجود دارند، اما جهان به دلیل وجود این عاشقان بدنام است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۰ - ما را ز جهان وصل نگاری کامست
ما را ز جهان وصل نگاری کامست
وز کام جدا گشتنم از ناکامست ۱
عشّاق تو در جهان بسی هست ولی
بیچاره جهان که در جهان بدنامست ۲
وز کام جدا گشتنم از ناکامست ۱
عشّاق تو در جهان بسی هست ولی
بیچاره جهان که در جهان بدنامست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - از شام سر زلف تو صبحم شامست
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.