خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق یکطرفه و بیوفایی معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که به جای جفا و بیمهری، با او با عطوفت و محبت رفتار کند. او از معشوق میخواهد که مانند دیگران به او توجه کند و دردهایش را درمان نماید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۳۷۳ - تا کی از سرکشی وفا نکنی
تا کی از سرکشی وفا نکنی
با من خسته جز جفا نکنی ۱
این چه بد عادتی و بد مهریست
کانچه گویی بدان وفا نکنی ۲
چند تیر جفا زنی بر من
به غلط خود یکی خطا نکنی ۳
هرگز از روی دوستی و کرم
با من خسته دل صفا نکنی ۴
چند بیگانگی کنی با من
تا کیم با خود آشنا نکنی ۵
ای طبیب آخر از برای خدا
درد ما را چرا دوا نکنی ۶
چه شود گر تو نیز همچو فلک
به حقارت نظر به ما نکنی ۷
حیف باشد که در چنین دولت
کام بیچارگان روا نکنی ۸
پادشاه جهان حسن تویی
تا به کی رحم بر گدا نکنی ۹
با من خسته جز جفا نکنی ۱
این چه بد عادتی و بد مهریست
کانچه گویی بدان وفا نکنی ۲
چند تیر جفا زنی بر من
به غلط خود یکی خطا نکنی ۳
هرگز از روی دوستی و کرم
با من خسته دل صفا نکنی ۴
چند بیگانگی کنی با من
تا کیم با خود آشنا نکنی ۵
ای طبیب آخر از برای خدا
درد ما را چرا دوا نکنی ۶
چه شود گر تو نیز همچو فلک
به حقارت نظر به ما نکنی ۷
حیف باشد که در چنین دولت
کام بیچارگان روا نکنی ۸
پادشاه جهان حسن تویی
تا به کی رحم بر گدا نکنی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۲ - دلبرا با من جفا تا کی کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۴ - تو خود به حال پریشان ما نظر نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.