خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیفی زیبا از معشوق و عشق شاعر به اوست. شاعر معشوق را با تصاویر زیبایی مانند ماه، سرو و آفتاب توصیف میکند و از درد فراق و اشتیاق وصال میگوید. همچنین، شاعر خود را در برابر عظمت معشوق کوچک و ناتوان میبیند و از نرسیدن به وصال او شکایت دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۳۵۶ - تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
قدی چو سرو روان سرو را ز گل بدنی ۱
سزد که سرو خرامان ز پای بنشیند
به ناز اگر بخرامی به گوشه ی چمنی ۲
به تنگنای دهانت سخن نمی گنجد
در آن دهن که تو داری که را رسد سخنی ۳
میان مجمع خوبان نگاه می کردم
تو آفتابی و خوبان ز انجم انجمنی ۴
به حکم حبّ وطن ای دل غریب ضعیف
ز کوی عشق تو خوشتر نباشدش وطنی ۵
ز شوق بر در عشّاق در فراق رخت
هزار جامه قبا شد چه جای پیرهنی ۶
من و هزار چو من طالب وصال تواند
ز درد عشق تو هریک فتاده در محنی ۷
هزار حیلت و دستان و مگر و فن دانم
نمی رسم به وصالت به هیچ مکر و فنی ۸
تو پادشاه جهانی و من گدای درت
به وصل همچو تویی خود کجا رسد چو منی ۹
قدی چو سرو روان سرو را ز گل بدنی ۱
سزد که سرو خرامان ز پای بنشیند
به ناز اگر بخرامی به گوشه ی چمنی ۲
به تنگنای دهانت سخن نمی گنجد
در آن دهن که تو داری که را رسد سخنی ۳
میان مجمع خوبان نگاه می کردم
تو آفتابی و خوبان ز انجم انجمنی ۴
به حکم حبّ وطن ای دل غریب ضعیف
ز کوی عشق تو خوشتر نباشدش وطنی ۵
ز شوق بر در عشّاق در فراق رخت
هزار جامه قبا شد چه جای پیرهنی ۶
من و هزار چو من طالب وصال تواند
ز درد عشق تو هریک فتاده در محنی ۷
هزار حیلت و دستان و مگر و فن دانم
نمی رسم به وصالت به هیچ مکر و فنی ۸
تو پادشاه جهانی و من گدای درت
به وصل همچو تویی خود کجا رسد چو منی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۵ - تا چند مرا جانا از غمزه برنجانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۷ - همچون قلم نگارا چندم به سر دوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.