خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق، انتظار و اشتیاق است. شاعر از دلتنگی، بیزبانی در میان مردم، بیماری ناشی از عشق و پنهانبودن معشوق شکایت میکند. همچنین، از امیدواری و فداکاری در راه عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۱۳۳۲ - دلا تو تا به غم عشق در جهان باشی
دلا تو تا به غم عشق در جهان باشی
میان خلق جهان بی سخن چو جان باشی ۱
چو نرگسم شده بیمار تا به کی با ما
چو سوسن ای بت مهروی ده زبان باشی ۲
اگر ز نسل بنی آدمی بگو آخر
چرا ز دیده ی ما چون پری نهان باشی ۳
ز حد گذشت مرا شرح حال عشق ای دل
قلم صفت تو ز غم چند سر دوان باشی ۴
نگار خوش به سر ناز بالش امید
به خواب خوش تو چرا سر بر آستان باشی ۵
فراغتیست تو را از جهان بگو تا چند
مدام بر سر بازار داستان باشی ۶
هزار جان به فدایت کنم من از سر شوق
میان باغ دل من تو چون روان باشی ۷
میان خلق جهان بی سخن چو جان باشی ۱
چو نرگسم شده بیمار تا به کی با ما
چو سوسن ای بت مهروی ده زبان باشی ۲
اگر ز نسل بنی آدمی بگو آخر
چرا ز دیده ی ما چون پری نهان باشی ۳
ز حد گذشت مرا شرح حال عشق ای دل
قلم صفت تو ز غم چند سر دوان باشی ۴
نگار خوش به سر ناز بالش امید
به خواب خوش تو چرا سر بر آستان باشی ۵
فراغتیست تو را از جهان بگو تا چند
مدام بر سر بازار داستان باشی ۶
هزار جان به فدایت کنم من از سر شوق
میان باغ دل من تو چون روان باشی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۱ - چرا جانا به دردم شاد باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۳ - دلا تا کی چنین سرگشته باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.