خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از عطار نیشابوری، شاعر و عارف ایرانی، بیانگر اهمیت عشق الهی و دوری از دنیا و هوسهای آن است. شاعر تأکید میکند که انسان باید از تعلقات دنیوی بگذرد و به عشق حقیقی روی آورد. او همچنین به اهمیت نفس و سرمایههای معنوی اشاره میکند و از حرص و طمع به عنوان موانع سلوک معنوی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۱۴ - چند جویی در جهان یاری ز کس
چند جویی در جهان یاری ز کس
یک کست در هر دو عالم یار بس ۱
تو چو طاوسی بدین ره در خرام
کاندرین ره کم نیایی از مگس ۲
مرد باش و هر دو عالم ده طلاق
پای در نه زانکه داری دست رس ۳
گر برآری یک نفس بی عشق او
از تو با حضرت بنالد آن نفس ۴
هر نفس سرمایهٔ صد دولت است
تا کی اندر یک نفس چندین هوس ۵
سرنگونساری تو از حرص توست
باز کش آخر عنان را باز پس ۶
تا ز دانگی دوست تر داری دودانگ
نیستی تو این سخن را هیچ کس ۷
گر گهر خواهی به دریا شو فرو
بر سر دریا چه گردی همچو خس ۸
بر در او گر نداری حرمتی
چون توانی رفت راه پر عسس ۹
چون تو ای عطار حرمت یافتی
بر سر افلاک تازانی فرس ۱۰
یک کست در هر دو عالم یار بس ۱
تو چو طاوسی بدین ره در خرام
کاندرین ره کم نیایی از مگس ۲
مرد باش و هر دو عالم ده طلاق
پای در نه زانکه داری دست رس ۳
گر برآری یک نفس بی عشق او
از تو با حضرت بنالد آن نفس ۴
هر نفس سرمایهٔ صد دولت است
تا کی اندر یک نفس چندین هوس ۵
سرنگونساری تو از حرص توست
باز کش آخر عنان را باز پس ۶
تا ز دانگی دوست تر داری دودانگ
نیستی تو این سخن را هیچ کس ۷
گر گهر خواهی به دریا شو فرو
بر سر دریا چه گردی همچو خس ۸
بر در او گر نداری حرمتی
چون توانی رفت راه پر عسس ۹
چون تو ای عطار حرمت یافتی
بر سر افلاک تازانی فرس ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۳ - عمر رفت و تو منی داری هنوز
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵ - آفتاب عاشقان روی تو بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.