خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فراق دردناک است. شاعر از عشق بیپایان خود میگوید که مانند شهسواری بر قلب او حکمرانی میکند. او از درد دوری و هجران مینالد، اما در عین حال، مست عشق و وفاداری است. شعر همچنین به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دلها اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۳۳ - ای ما جهان و جان را بر باد عشق داده
ای ما جهان و جان را بر باد عشق داده
وز دیده در فراقت صد جوی خون گشاده ۱
مهر تو در دل ما تا هست روح باقیست
با عشق چون بزادی مادر مرا بزاده ۲
عشق تو شهسواریست بر بادپای چون برق
با او چه گونه کوشد مسکین دلی پیاده ۳
گویی مرا ملولی ای جان و دل چه گویم
ناخوش دلم ز هجران تو سرخوشی ز باده ۴
با سرو آب می گفت سرکش چنین چرایی
تو سر کشیده و ما سر در پیت نهاده ۵
ابروی و چشم خوبان دل می برند از آن روی
پیوسته میل دلها بر عارضیست ساده ۶
وز دیده در فراقت صد جوی خون گشاده ۱
مهر تو در دل ما تا هست روح باقیست
با عشق چون بزادی مادر مرا بزاده ۲
عشق تو شهسواریست بر بادپای چون برق
با او چه گونه کوشد مسکین دلی پیاده ۳
گویی مرا ملولی ای جان و دل چه گویم
ناخوش دلم ز هجران تو سرخوشی ز باده ۴
با سرو آب می گفت سرکش چنین چرایی
تو سر کشیده و ما سر در پیت نهاده ۵
ابروی و چشم خوبان دل می برند از آن روی
پیوسته میل دلها بر عارضیست ساده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۲ - جان در غم فراقت دل بر بلا نهاده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۴ - ماهتابی هست و ابرش دست پیرامن زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.