خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از درد فراق، جفا و ناملایمات زندگی شکایت می‌کند و از معشوق یا پادشاه می‌خواهد که با نگاهی پر از مرحمت و لطف به حال او بنگرد و دردهایش را تسکین دهد. شاعر از بی‌عدالتی و ستم گله می‌کند و امیدوار است که با لطف و محبت، بهبودی یابد. همچنین، او به فانی بودن دنیا و اهمیت نیکی کردن به دیگران اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا، ستم و فانی بودن دنیا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۸۷ - بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین

بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین
بر جان من ز جور فراقت جفا ببین ۱

حالم عظیم ناخوش و دردم ز غم به دل
هستی طبیب دل تو به دردم دوا ببین ۲

معنی نداند آنکه کند عیب در غمم
ای پادشاه صورت حال گدا ببین ۳

بردی ز حد جفا صنما هم به سوی ما
از روی لطف خویش به چشم وفا ببین ۴

بگذر چو سرو ناز و نظر کن ز روی لطف
بر حال ما تعدّی هر ناسزا ببین ۵

بیگانه وار تا به کی آخر ستم کنی
چشم وفا گشای و در این آشنا ببین ۶

گر در جهان به خاک منت اوفتد گذر
از خاک ما دمیده تو مهر گیا ببین ۷

گردی که در هوا رود از خاک پای تو
در چشم ما عوض توتیا ببین ۸

در خیر کوش و بیش میازار خلق را
آری جهان سفله ندارد بقا ببین ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۶ - ای بت سنگین دل سیمین بدن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۸ - هجران آن صنم گلعذار بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.