خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، تنهایی و دلتنگی است. شاعر از عشق نافرجام، هجران و بیوفایی معشوق شکایت میکند و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند اشک خونین و آتش دل بیان مینماید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای شاعرانه و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۴۶ - دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
هر زمان از آتش دل دیده را پر خون کنم ۱
ای دو زلف کافرت خود سر فرو نارد به ما
ای نگار ماه رخ گر صد هزار افزون کنم ۲
در شب هجران ز روی چون زر و سیماب اشک
گر تو می خواهی جهانی را از آن قارون کنم ۳
من جهان بین را ز بهر دیدنت خواهم ولی
گر تو فرمایی ز راه حسرتش بیرون کنم ۴
چون کنم از بی وفا دلبر شکایت با کسی
گر کنم هم شکوه ای از طالع وارون کنم ۵
گر ببارم اشک خونین از جفایش دور نیست
لیک از آن ترسم که ناگه عالمی جیحون کنم ۶
هر زمان از آتش دل دیده را پر خون کنم ۱
ای دو زلف کافرت خود سر فرو نارد به ما
ای نگار ماه رخ گر صد هزار افزون کنم ۲
در شب هجران ز روی چون زر و سیماب اشک
گر تو می خواهی جهانی را از آن قارون کنم ۳
من جهان بین را ز بهر دیدنت خواهم ولی
گر تو فرمایی ز راه حسرتش بیرون کنم ۴
چون کنم از بی وفا دلبر شکایت با کسی
گر کنم هم شکوه ای از طالع وارون کنم ۵
گر ببارم اشک خونین از جفایش دور نیست
لیک از آن ترسم که ناگه عالمی جیحون کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۵ - درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۷ - تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.