خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج ناشی از هجران و دوری از معشوق را بیان میکند. شاعر از بیقراری، بیتابی و ناتوانی در تحمل دوری میگوید و از یاران و طبیعت برای تسکین درد خود کمک میخواهد. همچنین، او به امید دیدار معشوق و قربانی کردن جان خود در راه عشق اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۴۵ - درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنم
درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنم
وین سر سرگشته ام را نیست سامان چون کنم ۱
دل ضعیفست ای مسلمانان به فریادم رسید
چون ندارد طاقت آن بار هجران چون کنم ۲
در امید صبح دیدارش به جان آمد دلم
وین شب هجران نمی آید به پایان چون کنم ۳
در هوای کعبه وصلش تکاپویی زدم
چون نمی بیند دلم حدّ بیابان چون کنم ۴
من به عید روی چون خورشید تابانش بگو
این محقّر جان به پیش دوست قربان چون کنم ۵
دیدن دیدار رویت نازنینا مشکلست
بار هجران رخت را بر خود آسان چون کنم ۶
دوستان گویند طوفی در چمن کردن خوشست
با قد یارم نظر بر سرو بستان چون کنم ۷
ای صبا حال دلم با بلبل بستان بگو
با رخ همچون گلش میل گلستان چون کنم ۸
جان ز ما درخواست آن نور دو دیده در جهان
من دریغ از جان شیرین رای جانان چون کنم ۹
وین سر سرگشته ام را نیست سامان چون کنم ۱
دل ضعیفست ای مسلمانان به فریادم رسید
چون ندارد طاقت آن بار هجران چون کنم ۲
در امید صبح دیدارش به جان آمد دلم
وین شب هجران نمی آید به پایان چون کنم ۳
در هوای کعبه وصلش تکاپویی زدم
چون نمی بیند دلم حدّ بیابان چون کنم ۴
من به عید روی چون خورشید تابانش بگو
این محقّر جان به پیش دوست قربان چون کنم ۵
دیدن دیدار رویت نازنینا مشکلست
بار هجران رخت را بر خود آسان چون کنم ۶
دوستان گویند طوفی در چمن کردن خوشست
با قد یارم نظر بر سرو بستان چون کنم ۷
ای صبا حال دلم با بلبل بستان بگو
با رخ همچون گلش میل گلستان چون کنم ۸
جان ز ما درخواست آن نور دو دیده در جهان
من دریغ از جان شیرین رای جانان چون کنم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۴ - تا به کی درد غمت پنهان کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۶ - دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.