خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او از انتظار و اشتیاق خود میگوید و اینکه دلش در چنگ عشق اسیر شده است. همچنین، شاعر به تغییر حالات خود از تندی و کینهجویی به آرامش در فراق اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۰۶ - یک نظر گر می کنی بر حال ما، ما را تمام
یک نظر گر می کنی بر حال ما، ما را تمام
هم عنایت کرد باید بر من ای ماه تمام ۱
چشم بختم ز انتظارت گشت چون دریای خون
برنیاید خاطرم را زان لب شیرینت کام ۲
تا به کی داری روا جانا که رود خون رود
در فراق روی خوبت از دو چشم ما مدام ۳
تا به کی همچون صراحی خون رود در دل مرا
تا به کی سرگشته گردم در جهان مانند جام ۴
چون طبیب من علاج مایه سودا نداشت
لاجرم ناپخته می باید مرا سودای خام ۵
عشق او بازست و باز از سر گرفتن خوش بود
لیک دل در چنگ او افتاده مسکین چون حمام ۶
توسنی بودم به تندی بدلگام و کینه جوی
از جفای چرخ گشتم در فراق دوست رام ۷
هم عنایت کرد باید بر من ای ماه تمام ۱
چشم بختم ز انتظارت گشت چون دریای خون
برنیاید خاطرم را زان لب شیرینت کام ۲
تا به کی داری روا جانا که رود خون رود
در فراق روی خوبت از دو چشم ما مدام ۳
تا به کی همچون صراحی خون رود در دل مرا
تا به کی سرگشته گردم در جهان مانند جام ۴
چون طبیب من علاج مایه سودا نداشت
لاجرم ناپخته می باید مرا سودای خام ۵
عشق او بازست و باز از سر گرفتن خوش بود
لیک دل در چنگ او افتاده مسکین چون حمام ۶
توسنی بودم به تندی بدلگام و کینه جوی
از جفای چرخ گشتم در فراق دوست رام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۵ - چون تو را گشتم ز جان و دل غلام
گوهر بعدی:شماره ۹۰۷ - قرار برد ز دل زلف بی قرار توأم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.