خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تنها خیال معشوق را میخواهد و بدون او زندگی برایش بیمعناست. او خود را مانند بلبلی توصیف میکند که در قفس عشق گرفتار شده و تنها به یاد معشوق است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۱۰ - ای مرا خیل خیالت هم نفس
ای مرا خیل خیالت هم نفس
جز خیالت خود نمی خواهیم کس ۱
از خیالم تن خیالی گشته است
از وصالم یک شبی فریادرس ۲
یاد ما نگذشت یک شب در دلت
عیب نبود هیچ دریا را ز خس ۳
گر تو را صبرست از ما سالها
در جهان ما خود تو را داریم بس ۴
در هوای آن رخ گلبرگ تو
بلبلی بودم گرفتار قفس ۵
بلبلی مستم به بوی و رنگ تو
من شکستم این قفس را زین هوس ۶
جز خیالت خود نمی خواهیم کس ۱
از خیالم تن خیالی گشته است
از وصالم یک شبی فریادرس ۲
یاد ما نگذشت یک شب در دلت
عیب نبود هیچ دریا را ز خس ۳
گر تو را صبرست از ما سالها
در جهان ما خود تو را داریم بس ۴
در هوای آن رخ گلبرگ تو
بلبلی بودم گرفتار قفس ۵
بلبلی مستم به بوی و رنگ تو
من شکستم این قفس را زین هوس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۹ - ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس
گوهر بعدی:شماره ۸۱۱ - اگر به خلق نماید رخ جهان آراش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.