خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به زیبایی و بلندی قامت معشوق خود اشاره میکند و او را با سرو و خورشید مقایسه میکند. سپس از غم فراق و بیتوجهی معشوق مینالد و به حالت خود مانند شمع سوخته و کبوتر گرفتار اشاره میکند. در نهایت، از عشق و نیاز خود به معشوق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۸۴ - در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
پیش قدش تو بیش به بالای خود مناز ۱
در قامتش نگه کن و انصاف خود بده
کز قدّ اوست سرو چمن جمله سرفراز ۲
آری چو دید عارض خورشید منظرت
ماه دو هفته از غمت افتاد در گداز ۳
یک روز یاد بنده نکردی ز راه لطف
آخر ببین که چون گذرانم شب دراز ۴
مانند شمع تا به دم صبح در لگن
بنشسته تا رقیب سرم می برد به گاز ۵
محراب ابرویت که مرا قبله ی دلست
آیم به صبح و شام در آن قبله در نماز ۶
گرچه نماز ما که پذیرد به صبح و شام
ماییم معتکف به در پرده ی نیاز ۷
آن سرو راستی که به عالم پناه ماست
از ما چراست سایه ی رحمت گرفته باز ۸
مسکین کبوتری چو دلم نیست در جهان
افتاده از فراق تو در چنگ شاهباز ۹
پیش قدش تو بیش به بالای خود مناز ۱
در قامتش نگه کن و انصاف خود بده
کز قدّ اوست سرو چمن جمله سرفراز ۲
آری چو دید عارض خورشید منظرت
ماه دو هفته از غمت افتاد در گداز ۳
یک روز یاد بنده نکردی ز راه لطف
آخر ببین که چون گذرانم شب دراز ۴
مانند شمع تا به دم صبح در لگن
بنشسته تا رقیب سرم می برد به گاز ۵
محراب ابرویت که مرا قبله ی دلست
آیم به صبح و شام در آن قبله در نماز ۶
گرچه نماز ما که پذیرد به صبح و شام
ماییم معتکف به در پرده ی نیاز ۷
آن سرو راستی که به عالم پناه ماست
از ما چراست سایه ی رحمت گرفته باز ۸
مسکین کبوتری چو دلم نیست در جهان
افتاده از فراق تو در چنگ شاهباز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۳ - به یاد آمدم آن جوانی و ناز
گوهر بعدی:شماره ۷۸۵ - ای تو چون محمود و من در بندگی همچون ایاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.